كارواش شوكت آباد
ديروز ماشين هامون را برديم شوكت آباد بشوريم . (از بس تو خاكيم ماشينا زير خاك شده بودن )احمد و مهدي هم آمدند . پسرم ميگه يه ذره دندونام ديده شه انگاري مي خندم ، خوشكلتر ميشم علي آقا لباساشو در آورده ، آب بازي ميكنه قربون پسر نازم بشم . عشقم انشاالله هميشه سالم باشي . ( همه بچه ها سالم باشن ) تا غروب اونجا بوديم ...













